در کناری از گستره هزار توی کلمات خفته بر پیکره واژگان باورم
درخشش واژه ای متشکل از چند حرف ساده چشمانم را خیره کرد
جلوتر که آمدم مبهوت چیزی شدم ناممکن
که همان هجای سکوت و آرامش در خیال گیج و ویج و پر التهاب خاطر من بود
و فهمیدم عمریست از طفره رفتن و خزیدن در پشت انبوه کلمات خسته ام.
برچسب: طفره رفتن,طفره رفتن به انگلیسی,طفره نرو زانیار,طفره نرو,طفره نرو از زانیار,طفره محال,طفره جينيه,طفره وراثيه,طفره زانیار,طفره روی اجتماعی,
نویسنده: هستی زارعی